قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3472

تاريخ الفي ( فارسى )

خود بازگشت ، جميع بلاد ساحل را به تصرّف خود درآورد ، « 1 » چنان كه تفصيل آن عن‌قريب مذكور شود ان شاء اللّه تعالى . و از جمله امراى فرنگ كه در وقت مصالحه نزد صلاح الدّين آمده بودند يكى باليان بن بارزان ، « 2 » صاحب رمله ، بود . در تاريخ ابن اثير جزرى مسطور است كه چون امر مصالحه ميانهء صلاح الدّين و فرنگان قرار گرفت ، باليان روى به صلاح الدّين آورد و گفت : « اى صلاح الدّين ، از آن زمان كه ميانهء مسلمانان و نصارا محاربات واقع شده ، هيچ‌يك از سلاطين اسلام اين‌قدر سعى و كوشش در اين باب نكرد و آنچه در اين محاربات از ما و فرنگان هلاك شدند ، هرگز در هيچ زمان اين‌مقدار نشان نمىدهند ؛ چه ، غير از اين جماعت فرنگ كه در اين ساحل هميشه مىبودند ، شش‌صد هزار نفر از فرنگ به اينجا آمدند و از آن مجموع معلوم نيست كه صد هزار كس بازگشته باشند . و اكثر ايشان از دست سپاه شما كشته شده‌اند و بعضى به مرگ خود مردند ، و بعضى در دريا غرق شدند . » و چون باليان مبانى صلح را قرار داد ، به عرض صلاح الدّين رسانيد كه « الحال بايد كه هركه از طوايف فرنگ به زيارت بيت المقدّس آيد ، آن را مانع نشوند . » و صلاح الدّين التماس او را مبذول داشت . و ملك انگلتير ، كنت هانرى را والى تمام ولايات ساحل گردانيد و خود به جانب ديار مغرب رفت و آن فتنه و شورش فرونشست . و صلاح الدّين به بيت المقدّس آمده فرمود كه حصار او را عمارت كنند و كنيسهء صهيون فرنگ را كه مقدار دو تير پرتاب از حصار بيت المقدّس دور بود ، داخل حصار بيت المقدّس گردانيد و عزّ الدّين جوردبك را والى آن بلدهء طيبهء گردانيد و خود متوجّه شام شد . و در بيست و پنجم شهر شوّال به شهر دمشق درآمد . مردم ، شهر را آيين بسته ، چند روز پياپى جشن‌ها كردند و خوشحالىها نمودند ؛ چرا كه ، صلاح الدّين چندى شده بود كه از دمشق بيرون رفته بود . و از جمله وقايع اين سال آنكه در منتصف شهر شعبان اين سال سلطان قلج ارسلان [ 176 الف ] بن مسعود بن قلج ارسلان بن قتلمش ، صاحب مدينهء قونيه و آقسرا « 3 » و سيواس و ملطيه و نواحى آن در قونيه وفات يافت . وى در ايّام پيرى تمام ولايت خود را بر فرزندان خود قسمت نمود ، مع هذا فرزندان او با وى در مقام ايذا و اهانت مىبودند ، حتّى يكى از پسران او ،

--> ( 1 ) . و مقدّمات صلح و مذاكره با صلاح الدين را پىافكند . حتّى به صلاح الدين پيغام فرستاد « تو مىدانى كه پوشيدن قبا و سرپوش مسلمانان براى ما عيب است ، ولى من چون تو را دوست دارم ، قبا و سرپوشى را كه تو بفرستى ، مىپوشم . » - الكامل . ( 2 ) . متن : بيزران . ( 3 ) . نام صحيح اين شهر آق‌سراى است كه در آناتولى مركزى ، در 135 كيلومترى شمال شرقى قونيه و 182 كيلومترى شهر آنكارا قرار دارد . نام اين شهر در منابع عربى به‌صورت « آقصرا » يا « آقصراى » آمده است . - دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 1 ، ص 489 .